تا دیروز میگفتی بی
تو جانا بر بستری خفته ام چه لطف است بی تو خفتن یا بی تو ماندن و امروز احساسی دگر لطفی ست در ماندن و خفتن بی تو باشد که اندک تبریک به تو نه برای آغاز هیچ که برای فراق .... DepressioN
Depression for Every 24 Hours
نمی دونم الان باید بخوابم یا بیدار شم سرما زانوهام رو خم کرده دلم مثل آجر شده فقط رنگی شده تاریکی ها رو رنگی میبینم حالم به هم میخوره دوست دارم زیر درخت خشک در سرزمین تاریکی باشم دوست دارم دوباره تنها با تاریکی باشم تاریکی درونم با تمامی سرمایی که داشت قصد آزارم رو نداشت اون روشنایی میخواست ولی من ناتوان ناتوان از ذره ای نور YUXEXES We don't need no education *** ** * ….All in all you were all just bricks in the wall در اعماق رنجهایی که کشیدم فراموشیه افکارم مرا به یاد دارند افسانه ها از ترس درد هایی که کشیدم یادگاری روی پیرهنم نوشتند حماسه ها برای بی ادبی ام مرا به گورستان تبعید کردند فریادهایم برای فراموشی نبود ...برای بی توانی شاید افکار را برای نبودن فهمیدم ...نفهمیدن را برای بودن و لذت بردن آرامش جویباری را در شر شر فریادهایش برای ماهی داستانیست آموختم که نباید بیاموزم فرزندان را برای افکاری نو افکار را انگار که فرزندانم ...بیاموختم که توان درد دلی باشد فراموش کردم اشک هایم را که خاک آلود و سرد مرا رها می کردند به دنبال ستاره ها برای فهمیدن رفتم مرا ترک کردند و در آن سرما رها بلور اشک هایم خاک آلود و سرد با من بودند در آخرین لحظه ی تفکر ستایش کردم آفریننده این ستاره ها را که برای گمراه کردنم وسیله ی خوبی بودند خداوند را برای افکارم شکر می کنم و افکارم را برای خداوند قربانی YUXEXES گل کوچولویه آبی زیر برف های سفید با شجاعتی که داشت شکوفه داد... فکر می کرد می تونه همه چیز رو عوض کنه ... به خاطر دوست کوچولو ای که جلوش از سرما یخ بسته بود شکوفه کرد. می خواد که بزرگ بشه برف های بالای سرشو برداره و به خورشیدی که پشت برف ها قایم شده برسه yuxexes نفس نفس می زنم نمی دونم چرا اینطوری شدم به ساختمون کناری نگاه می کنم از سرما دستام یخ زدن نای راه رفتن ندارم حتی نمی تونم ریگ توی کفشم رو فراموش بکنم جلوی در بسته واستادم دنبال کلیدا می گردم جیبای شلوار جینم خیلی تنگن دستم به سختی می ره توشون دستام بی حس شدن نمی تونم کنترلشون بکنم کلید دوست نداره بره تو قفل و بازش کنه زندگی رو پشت درهای بسته نمی خوام وقتی میرم تو کفشام هم در نمی آن شاید می گن باید رفت پشت دریا ها شهریست ولی با این کفش ها از دریا نمی شه گذشت پله ها رو گذشتن مثل همیشه مادرم جلوی صفحه ی رنگی چیز جالبیست گویند رنگ دریا هایش همرنگ روستایش yuxexes تا دیروز میگفتی بی
تو جانا بر بستری خفته ام چه لطف است بی تو خفتن یا بی تو ماندن و امروز احساسی دگر لطفی ست در ماندن و خفتن بی تو باشد که اندک تبریک به تو نه برای آغاز هیچ که برای فراق .... DepressioN 

We don’t need no thought control
No dark sarcasm in the classroom
Teachers leave them kids alone
Hey! Teacher! Leave them kids alone!
All in all it's just another brick in the wall.
All in all you're just another brick in the wall.
I don't need no arms around me
And I dont need no drugs to calm me.
I have seen the writing on the wall.
Don't think I need anything at all.
No! Don't think I'll need anything at all.
All in all it was all just bricks in the wall.

![]()

| |